نه بخدايى که از قدرت او درمانده شبى سياه به سر برديم که روزى سپيدى را در پى خواهد داشت ، چنين و چنان نبوده است . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----14974---
بازديد امروز: ----2-----
جستجو:
تا خانه دوست - يک رهگذر
  • موضوعات وبلاگ
  • لينک دوستان من
  • لوگوي من

  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • آرشیو

  • + تا خانه دوست
    نويسنده: يک رهگذر شنبه 30/10/1385 ساعت 11:0 عصر

    دوباره قصه رفتن است،
    مگر نمي داني هدهد چه گفت؟
    "رفتن زيباتر است، ماندن شکوهي ندارد".
    اگر بمانم، اين بال هاي بسته، کي طعم پرواز خواهند چشيد؟


    بايد رفت
    آتش گرفته، شعله ور، پرپر!
    سيمرغ، مرغان پرپر دوست دارد
    مي روم.


    هرجا که رسيدم،
    پري به يادگار خواهم گذاشت.


    بدرود رفيقان
    قرارمان در حوالي قاف؛
    پشت آشيانه سيمرغ
    آنجا که جز بال و پر سوخته، نشاني ندارد.
    حلال کنيد.